تبليغاتX
ஜღ☆ *سرنوشت* ☆ღஜ

ஜღ☆ *سرنوشت* ☆ღஜ

کاش میشد سرنوشت را از سرنوشت

چنان دل كندم از دنيا

چنان دل كندم از دنيا

كه شكلم،شكل تنهايي ست

ببين مرگ مرا در خويش

كه مرگ من تماشايي ست

مرا در اوج ميخواهي

تماشا كن تماشا كن

دروغين بودم از ديروز

مرا امروز تو حاشا كن

در اين دنيا كه حتي ابر

نمي گريد به حال ما

همه از من گريزانند

تو هم بگذر از اين تنها

 

 

فقط اسمي به جا مانده

از آن چه بودم و هستم

دلم چون دفترم خالي

قلم خشكيده در دستم

گره افتاده در كارم

به خود كرده گرفتارم

به جز در خود فرو رفتن

چه راهي پيش رو دارم

رفيقان يك به يك رفتند

مرا با خود رها كردند

همه خود درد من بودند

گمان كردم كه هم دردند

 

 

شگفتا از عزيزاني

 كه هم آواز من بودند

به سوي اوج ويراني

 پل پرواز من بودند

گره افتاده در كارم

به خود كرده گرفتارم

به جز در خود فرو رفتن

چه راهي پيش رو دارم

رفيقان يك به يك رفتند

مرا با خود رها كردند

همه خود درد من بودند

گمان كردم كه هم دردند

 

داريــــــــــــــــــــوش

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 21:31  توسط سرنوشت  | 

نورزو 89 مبارک

 

دوست ندارم مثله همه از خدا بخوام که توي زندگي هيچ غمي نباشه، چرا که شاديها در کنار

غمهاست که معنا پيدا ميکنه و زيبا ميشه. تنها از خدا ميخوام قدرتِ درکِ حضورش رو توي

لحظه هاي زندگي به همه ي مخلوقاتش عطا کنه، که اون وقته که هيچ مشکلي توان شکستن ما

رو نداره. سال نو با ديدِ نو به زندگي و فرصتي دوباره براي بهتر زيستنه

نوروز همه ی ایرانیان و تو دوست عزیزم که اومدی اینجا مبارک 

 

این عکس هم تقدیم به همه ی شما خوبان

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 8:17  توسط سرنوشت  |