سرنوشت
کاش میشد سرنوشت را از سرنوشت
به نام خداوند عاشقان خدا حافظ خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که من و از چشم تو میدید اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت سادست نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جادست خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی بی توو با تو همینه رسم این دنیا خداحافظ همین حالا .... خداحافظ .... یا علی سلام به تمام همراهای همیشگی من دوستان گلم شاید خیلی سخت باشه ولی اومدم الان با همتون خداحافظی کنم همون چیزی که قولشو داده بودم خداحافظی برای اینکه میخام برم سربازی امیدوارم برای دوستای واقعیم زیاد سخت نباشه این مدتی که با شما ها بودم خیلی خاطرات خوشی داشتم به خیلیها کمک کردم از خیلی ها کمک خواستم اومدم بگم تو این چند وقت فراموشم نکنید همین یه بار نباشه که بیایید کامنت بزارید و برید دوست دارم تمام مناسبتها و اتفاقات اینترنت رو بیایید و برام بگید این سفارشمو یادتون نره خیلی دوست دارم وقتی برگشتم همه با همون صفا و صمیمیت باشن یه خواهش هم از همتون دارم اونم اینه که یه دوست خوب من دارم خواهشا اذیتش نکنید مواظبش باشید ازش هم ممنونم که در نبود من مواظب وبلاگمه امیدوارم بتونم جبران کنم دیگه چیزی ندارم که بگم همیشه گفتم بازم میگم به امید روزای سبز برام دعا کنید حق نگه دار تک تک شماها . این شعر برای سال اول دبیرستانه که من خیلی دوسش دارم تقدیم به شما دوستان من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید فصل گل می گذرد ، هم نفسان بهر خدا بنشینید به باغی و مرا یاد کنید یاد از این مرغ گرفتار کنید ای مرغان چون تماشای گل و لاله و شمشاد کنید هر که دارد ز شما ، مرغ اسیری به قفس برده در باغ و به یاد منش ، آزاد کنید آشیان منه بیچاره اگر سوخت چه باک ! فکر ویران شدن خانه صیاد کنید بیستون بر سره راه است ، مباد از شیرین ! خبری گفته و غمگین دل فرهاد کنید جور بیداد کند عمر جوانان کوتاه ای بزرگان وطن بهر خدا داد کنید گر شد از جور شما خانه ی موری ویران خانه خویش محال است که آباد کنید 





