سرنوشت
کاش میشد سرنوشت را از سرنوشت
مانده ام با غم هجران نگارم چه کنم دل بکن از من و عشقم 
عمر بگذشت و ندیدم رخ یارم چه کنم
چشم آلوده کجا دیدن دلدار کجا
چشم دیدار رخ دوست ندارم چه کنم
نیمه شعبان مبارک
بذار دستامون جدا شن
سهم من شبای تاریک
سهم تو فردایی روشن
مجبورم نکن بگم که
به تو هیچ حسی ندارم
آخه این دروغ اما . دیگه چاره یی ندارم
تو بدون تا آخر عمرم
از دلم نمیری هرگز
نمی خواد که سخت بگیری
خیلی ساده ...
خداحافظ....

