سرنوشت
کاش میشد سرنوشت را از سرنوشت
باز منو آلبوم عکسات,گریه ها و شب آخر باز می خوای بری عزیز شی,آخه از اینم عزیزتر؟ بس نبود اینقدر که رفتی ما ها رو شکنجه کردی هر دفعه میری و میگی باز دوباره برمی گردی برق چشمای قشنگت گفت باید دیوونه تر شم دل زده به سیم آخر,میگه عازم سفر شم اما جز چشمای نازت من که جایی رو ندارم لااقل نرو..بذار من آب و اسفندو بیارم شونه هات یه خونه گرم,دل من یه مرغ ناشی تو کجا و من,ولیکن,می میرم اگه نباشی زندگی زرده و رفتن یه مصیبت طلایی جرم من دیوونگیته,طبق قانون جدایی دوری از چشمای نازت نمی شه واسم یه عادت قبله رو نداشته باشی,رو به کی کنی عبادت قایق قشنگ دستات,منو برد اون ور دنیا اومدی موندم کنارت,این دفعه نه توی رویا اومدی منو چه زیبا تو به آرزوم رسوندی گرد و خاک رویاهامو تو با خنده هات تکوندی دوس دارم دیوونه تر شم,تو باید بدی اجازه الهی هوای غربت,عزیزم بهت بسازه! تو بری منم می شینم می شمرم فقط ستاره ماه داره ادای چشم روشنت رو در میاره صدای مخملی تو,تنها یادگاره زیبا گفتی برمی گردی با برف,اون موقع بهاره زیبا من می خوام برم تو کوها,برم التماس برفا اینو به هر کسی گفتم خندید و گفتش چه حرفا! ولی راس میگم عزیزم,من می رم برفو میارم اون بیاد تو برمی گردی,من تو این شکی ندارم قول تو,یه دنیا عشقه,ارغوانی و مقدس دست گلدونا به همرات,نمی شه مثل تو هیچکس تور دور آرزوهام نقره بود ولی سیا شد چشام از گریه خونه واسه کوچ ماهیا شد آسمون دلش گرفته,پر ابره,پر بارون مثل وقتی که جدا شه لیلی از چشای مجنون گلدونا دارن می لرزن,راستی چه هوای سردی من به حرفای تو زنده ام,راست می گی که برمی گردی؟ واسه رفتن یه شاعر,رفتن و موندن بهونس هر جا باشی تو دل من,سر شعر عاشقونس فقط از غصه دوریت روزی صد تا فال می گیرم دقیقه ای هزار و یک بار واسه دیدنت می میرم معجزه,تولد عشق,اسمتو من چی بذارم؟ گفتن از تو کار من نیس,من که سر در نمیارم می تونم فقط با اشکام,با چشای سرخ و خیسم تا زمونی که بتونم واسه تو بنویسم تو که هفت تا آسمونی اما آسمون به همرات هر چی مهتاب و ستاره ست,همه قربونی چشمات رود و دریاها می ریزن خودشونو پشت راهت آسمون خم شده انگار واسه دیدن نگاهت قسمت ما شده انگار صبر و تنهایی و دوری به خدا واست می میرم,کافیه بگی چه جوری تا بری همه می دونن اینجاها بارون می گیره برسی اونجا می بینی,هر چی ابره داره میره کیه که اینو ندونه,مثل عشقی,مثل سنت مثل قولای قشنگت,پر شوق و سر ساعت روزا رو به هم میدوزم,می شمرم تا که بشه دی خدا عالمه که اونجا,دوباره بمونی تا کی تو ببخش بده ولیکن,اینا شعر خط خطی نیس رفتنت تلخه عزیزم,چون که به این راحتی نیس اما جز صبر و تحمل مثل اینکه چاره ای نیس دل می گه نرو ولیکن,اون که اینجا کاره ای نیس برو تو همیشه هستی صاحب چشمای روشن می دونم که بر میگردی,یه روزی بازم پیش من مهم اینه که ببارم,مثل هامون,مثل کارون مهم اینه که بدونی من دوست دارم فراوون مهم این نیست که عزیزا اومدن,نمونده رفتن مهم اینه هرجا بودن پای قولاشون نشستن


