سرنوشت
کاش میشد سرنوشت را از سرنوشت
بيا در كوچه هاي باغ احساس شقايق ها را جدي بگيريم اگر نيلوفري ديديم زخمي براي قلب پر دردش بناليم بيا در كوچه هاي تنگ غربت براي هر غريبي سايه باشيم بياهر شب كنار نور يك شمع بفكر پيچك همسايه باشيم بيا ما نيزمثل روح باران به روي رود تنهايي بباريم بيادر باغ بيروح دل سرد كمي روياي نيلوفر بكاريم بيا در يك شب آرام مهتاب كمي همصحبت يك ياس باشيم اگر صد بار قلبي را شكستيم بيا يك بار با احساس باشيم
نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت
16:53 توسط اسماعیل| |


