تبليغاتX
سرنوشت

سرنوشت

کاش میشد سرنوشت را از سرنوشت

از تمامی دوستانی که در پست قبلی از دست من ناراحت شدن عذر خواهی میکنم امیدوارم منو ببخشید خواهشا اگه این آپ رو خوندید نظر بدین اونم با اسم و مشخصاتتون فرض کنید برای فاطیما خانم نظر میدید اصلا وبلاگ برای من نیست فقط همین آپ ممنونم

****************************************************

به نام ایزد یکتا

دوستان سلام . آپ امروز سرنوشت درباره ی یه دوسته که بعد از یه مدت طولانی موفق شدم یه گپ خودمونی بزنم که به صورت مصاحبه نوشتمش. یه دوست ، مجری و بازیگر که همه شما میشناسیدش درسته فاطیما بهارمست .

خب سعی کردم مصاحبم مثله این مجله ها نشه و متفاوت تر باشه به اصطلاح خودم اسمشو میزارم صندلی داغ البته شاید داغ نباشه ولی ولرم هستش خب بهتره شروع کنیم .

فاطیما بهارمست متولد 10/4/75 کلاس پنجم پدرش آقای فرشید بهارمست و مادرشون خانم کافی . دختری مهربان، صادق و دوستتدار دوستاش . راستی مشاور کودکان در مجله خانه و خانواده هم هستش هر ماه میتونید این مجله رو تهیه کنید و بخونید .

 

 ( فایل صوتی موجود می باشد . بنا به دلایلی از گذاشتن این فایل صوتی که حاوی همین گفتگو هستش معذورم و ترجیحا ازعکسهای قبلی فاطیما استفاده شده  )

 

 

خب بهتره بیشتر باهاش آشنا شیم :

سرنوشت : سلام فاطیما خانم .

 فاطیما : سلام خدمت شما و خوانندگان وبلاگ سرنوشت .

سرنوشت:  به عنوان اولین سوال میخام بپرسم از کارهات بگو که شاید سوال بعضی از دوستان گلمون هم باشه ؟

فاطیما : در حال بازی در سریال ساعت شنی با کارگردانی بهرام بهرامیان هستم  فعلا قصد مجری گری ندارم مگر اینکه پیشنهاد خوبی برای شبکه های سراسری داشته باشم.احتمال بازی در یه فیلم سینمائی هم به زودی هست.

سرنوشت: پس سال 86 باید منتظر کارهای قشنگت باشیم درسته ؟

فاطیما : آره احتمالا نیمه دوم 86 .

 سرنوشت:    از اینکه زود وارد اجتماع بزرگا شدی چه احساسی داری  ؟

 فاطیما : هنوز وارد اجتماع بزرگا نشدم وهر کاری میکنم در حد اجرا یا بازی کودکانه هست.

سرنوشت : پس اینجا میگی که فاطیما هنوز یه کودکه ،  با امید رسیدن به موفقیت در آینده   ؟

فاطیما : بله البته با یاری خدا .

 سرنوشت:   توی مصاحبه های قبلیت گفته بودی میخایی کارگردان شی ؟ به نظر خودت کارگردانی بهتره یا مجریگری یا بازیگری ؟

فاطیما: کارگردانی اگه دوست داشتم تو کارای خودم بازی میکنم.

سرنوشت: اگه در آینده کارگردان شی فکر نکردی که از محبوبیت کم میشه خودت میدونی که تو کشور ما هنرپیشه ها و مجری ها محبوب ترن تا کارگردانها  ؟

فاطیما: من این هنرو دوست دارم محبوبیت تا یه حدی خوبه   دلم میخواد علم این کارو داشته باشم

      سرنوشت:  یه شعر میگم برداشتت رو ازش بگو ؟

       نیش دوست از نیش عقرب بدتر است    پس بزن عقرب که نیشت بهتر است

فاطیما: سخت بود باکمک مامانم تونستم جواب بدم  .اگه به ظاهر دوستانی داریم که چشم دیدن مارو ندارن بهتره ازشون دوری کنیم تا در امان باشیم.

سرنوشت: جایگاه دوست ؟

فاطیما: هنوز برای من معنی خاصی نداره شاید بهترینش همون دوست باشه.

سرنوشت : چند تا سوال کوتاه  می پرسم جواب بده  ؟

1.    پاییز؟

2.    بهترین کارگردان ایران ؟

3.    نویسنده این وبلاگ ؟

4.    سرنوشت؟

5.    عمو پورنگ ؟

6.    آرزو ؟

7.    بهترین مجری ایران زن و مرد  ؟

8.    خدا ؟

9.    بهترین بازیگر ایران زن و مرد ؟

10.     فاطیما بهارمست  ؟

11.     بهترین دوستت کیه ؟

12.     موبایل ؟

فاطیما:

1. فصل زرد پوش.

2.ابراهیم حاتمی کیا.

3.این جور که شناختمت باجنبه هستی  می خوای یه کاری که از دستت بر مییاد برا طرفت انجام بدی احساساتی ورمانتیک با سلیقه توانتخاب عکس برای وب  وووووووووو
4.خدا تعیین میکنه.

5.دوست بچه ها .

6.همیشه شیرین.

7.مرد( احسان علیخانی ) زن ( خانم صادقیان ) رادیوئی.

8.داناترین دانایان تواناترین توانمندان وزیباترین زیبایان.

9. مرد( محمدرضا فروتن ) زن ( نسرین مقانلو ).

10. یه دختر 10 ساله با یه عالمه دوست که محبت دارن.

11. گاه در لحظه های تنهائی نیمه ی  شب لحظه های بی خوابی لحظه های هراس وبیم وامید دوستان را نمی توان یافت ،  با تواما رفیق همراهیست این کتاب گرم مهر آمیز.

12. وسیله خوب وقتی جائی گیر میکنی که دسترسی به هیچی نداری.

سرنوشت: با مادرت راحت تری یا پدرت ؟

فاطیما: با مادرم راحتترم. پدرمم دوست دارم .

سرنوشت: به جر مدرسه چه کلاسهایی میری ؟

فاطیما: کلاس ویلن وانگلیسی  .

سرنوشت: عاشق کدوم فصلی ؟ رنگ مورد علاقت ؟

فاطیما:   بهار .  آبی ، صورتی ، سرخابی.

 سرنوشت:  اگه به عرصه هنر و تلویزیون پا نمیزاشتی دوست داشتی چیکار شی ؟

فاطیما:    دکتر کودکان  . 

سرنوشت:  سه تا کلمه میگم باهاشون  جمله بساز  لنگرود  ، آدامس   ،  آجر

فاطیما:  تو لنگرود پام خورد به آجر لیز خوردم آدامس از دهنم افتاد.

سرنوشت:  من نیاز به دستی از آسمان دارم یعنی چی ؟البته معنی جمله رو میدونم ها میخام از زبون خودت بگی یعنی چی ؟

فاطیما:  من  همیشه و همه جااحتیاج به کمک خدا دارم .

 سرنوشت:  وبلاگ سرنوشت رو چگونه میبینی و چه نمره ای بهش میدی ؟

فاطیما:  وبلاگ خوب و به روزیه . شاید 19

سرنوشت:  چرا 19 ؟

فاطیما: چون هنوز میتونه بهتر بشه .

سرنوشت: درباره سرنوشت یه شعرمیگی ؟

فاطیما:  بیمی ندارم از روزگار هر چه هست باداباد *** میشوم دریا با آفتاب می روم بالا با ابر می شوم باران
هر چه هست باداباد این سرنوشت من است
سرنوشت: ببخشید اگه خیلی اذیت شدی سوالات زیاد بود ؟

فاطیما: نه عیبی نداره خوشحال شدم که توی صندلی داغت شرکت کردم عالی بود . 

سرنوشت: حالا صندلیش داغ بود یا نه ؟

فاطیما: به قول خودت ای ولرم بود .

سرنوشت:  و حر ف آخر:

فاطیما:  2 ساعت طول کشید تا به سوالات جواب بدم کمر درد گرفتم ولی عیبی نداره( شوخی کردم)

دوستتون دارم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه خیلی به من لطف دارید وقتی نظراتتون  رو تو وبلاگم  می بینم خیلی خوشحال میشم اگه دیر بهتون سر می زنم منو ببخشید بزارید رو حساب بچگیم درسا برای شما ساده است که گذروندید برا من ساده نیست کلی باید مامانم برنامه ریزی کنه که به همه کارام برسم. امیدوارم هر جا که هستید موفق باشید برای شما و وبلاگتون هم آرزوی موفقیت میکنم راستی تولدت هم مبارک باشه خداحافظ همگی .

 

 

کادوی تولدم که فاطیما جان زحمت کشیدن

 

 خیلی ممنون از شما خانم فاطیما بهارمست از اینکه وقتتون رو به من دادید و به سوالا جواب بدین و ممنون هستم از شمایی که تا آخر این گپ خودمونی رو خوندید . ضمنا منتظر آپ بعدی این وبلاگ باشید مصاحبه با داریوش فرضیایی (عمو پورنگ ) به امید دیدار حق نگه دار .

 

 *****************************

 

نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 13:42 توسط اسماعیل| |